.: بـادكـنـك دلتنگــــيـام پــُر شـده از هـواى تـو , اگــه نـيــاى مـى تـركـه خـونـش مـيفتـه پـاى تـو :.

خـب ! توضیـحــات لازم :

شما نباید توقع داشتـه باشی اگه اسم کسی رو توو این بازی بردی؛ اونم اگه خواس بازی کنه اسم شما رو بیــاره ! [نوچ نوچ نوچ ! D: ]

با صــراحت بازی کــنین ! [بابا صریــــح D:]

دروغ نگــین ! بابا دو تا سوال ساده س دیگــه عزیز مــن این کارا چیــه آخـه؟ راستـشُ بگـو ! ((: [ می خواستم رو نکته ی بالا تاکـید ِ شدیـد داشته باشم]

به کلمه ی بیـشـتر توجــه داشته باشـین ! D:

6 نفر رو دعوت کنین ! D:

هر کـی بیـاد بگــه این بــازی تکــراریـه خــره ! به جـون خودم راس می گم ((:

ســوالا :

1- کــامنتای کدوم یکــی از کــامنتـراتونُ بیشتـر دوس دارین ؟

2-کدوم وبـلاگُ بیشـتر دوس دارین بخونین ؟

جوابای خودم D:

کــامنتـای هــانــا !

وبلاگ هــانــا !

هــانــا منُ $ 100 خریده بود ! می تونستی بیشتـر بدی اسم تو رو بگــم! چیـه ؟؟؟ ((:

هــانـا دعوتت کردم لــهـت می کنم اگه اسم منُ نگــی ((:

دعوتـیــا : هـانــا [ســوت] از فانتـزی بنفـش ، یکــتــا از تو یعنی نم نم بارون ، جــوجــو از  my heart smile ،حــنـا جون از دختری در مزرعــه ، شهـاب از پرورشگـاه مردگــان،همــای عزیزم که وبلاگ نداره ! توو کامنتدونی بذار ! *:

+ تاريخ شنبه ۱٧ بهمن ۱۳۸۸ساعت ۸:۱٠ ‎ب.ظ نويسنده No One نظرات ()

میشـه گـفت کـلن آدم آرومـی م ! اونوقت نمی دونم چرا خیلی راحت می تونم عصبی بشــم ! خیلی راحت میشه بـری رو نـرو  ِ مـن ! باور کـن !

مثلا وقـتی من توو فـکرم یا دارم چیزی می خونم هـی صــدام کـنـی ! یا هـی نگـام کنـی ! یا یه چــیزی رو که می دونی من می دونم، هـی واسـم تـکــرار کـنـی ! یا وقتـی گـوشیمُ  نُ اکـسـپـت می کنم هی زنـگ بزنـی بعد که رد مـیشـی؛پــُش بندش هـی اس ام اس بزنـی ! یا با صدای بـلند باهام حـرف بزنـی ! یا وقتـی من حرف می زنم هی بگــی چــی ؟ نفهمیدم چی گفتی !! یا وقتی می دونم باید چیکار کنم هی بگــی این کــارُ یــادت نــره ...!

وقتـی عـصـبی میشم لحــنم خیلی تنـد میشـه ! صدامم بـلند مـیشـه ! خودمم ناراحـت مـیشـم ! اونوقـت می دونی چی آرومم میکنـه ؟ عــشـقـم ! فقط اون !! فرقی نمی کنه چه جوری؟ می تونه بلند حرف بزنـه ! می تونه قربون صدقه م بره ! می تونه لحـنش دستوری و تذکــری بـاشه ! مـی تونه اخـم کنـه ! مـی تونه بگــه نداشتیــمــــا !!! فقـط باهام قهــر نکــنه چون بد تر ســگ مـی شم ُ همـه چــی رو بهم می ریزم !

داشــتم آهنگ فداتشـم  ِ علی عبدالمـالکـی رو با خودش مـی خوندم [ آخه مامانم گفته تو مـی تونی خواننده شـی؛ بهم میگـن صدا قشـنگـه |: ] بعد هی حـرص می خوردم که چرا صدای علـی از صدای من بلند تره صدای من شنیده نمیشـه |: تا اینکه رسیدیم به :

دنـیــا نخـواس فدات بشـم فداتشــم ...زمونــه نذاش باهات باشـم فداتشــم

برو وُ بـدون ،بـدون ِ تـو مـی میرم ... خدا نخــواس فـدای اون چــشــات شَـــم

فــــــــــــــــــدات شـــــــــــم ....

بعد دیدم چون من  "ش"  هـامُ کــلفـت تر (!) و غـلیـظ تر می گم صدام توو صدای عــلـی تجـلـی پیدا کـرده ! اعصــابم آروم شـد دیگــه ! |:

در مــورد قـالب وبلاگـم فقـط می تونم بگــم دارم جـــــــــــــون مــی دم !

شـب قبل از خوابیدن و آماده شدن واسه رفتن به دیـار غـربـت ؛ میام ! یه بازی اختراعی دارم از خود ِ خودم تنهـایی ! بیکـاریم دیگـه !

 

 

+ تاريخ شنبه ۱٧ بهمن ۱۳۸۸ساعت ۳:۱۸ ‎ب.ظ نويسنده No One نظرات ()

مشاهده یادداشت خصوصی

+ تاريخ پنجشنبه ۱٥ بهمن ۱۳۸۸ساعت ٩:۳٠ ‎ب.ظ نويسنده No One نظرات ()

مشاهده یادداشت خصوصی

+ تاريخ چهارشنبه ۱٤ بهمن ۱۳۸۸ساعت ۸:٠٥ ‎ب.ظ نويسنده No One نظرات ()

مشاهده یادداشت خصوصی

+ تاريخ سه‌شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۸ساعت ٩:٤٤ ‎ب.ظ نويسنده No One نظرات ()